باران که می شوی...
جمعه نوزدهم مهر 1387

سلام. این روزها خوشحالم، خوشحال تر از خیلی از روزهایی که هرچه بود گذشت. اتفاق خوبی در راه است. شما هم دعا کنید. راستی " تو " هم آمده ای؟ تو ، تو که دغدغه های همیشگی ام تنها به خاطر توست. تو که وجودت همان اتفاق خوب است. همان ... بی خیال این خیال ها که: " آخرش چه خواهد شد ". دلواپس دلواپسی هایم نباش، اتفاق خوبی در راه است. تنها من و تو می دانیم و همه عاشقان جهان .
مردی میان صاعقه سنتور می زند
بر خسته های خاطره، هاشور می زند
مردی هوای کهنه تنهایی اش هنوز
بی تو برای تازه شدن زور می زند
ادامه مطلب
+ نوشته شده در ساعت23:5 توسط امراله حاجب ـ الف.پاییز