در مسیر عبور
شنبه نهم خرداد 1388
می رسی از شعاع دورترین
سایه ای در اتاق می افتد
می نشیند کنارت آیینه
و جهان اتفاق می افتد
روسری را به باد می بخشی
التهاب از تو شور ... وقتی که
می چکم روی رویش تو
در مسیر عبور، وقتی که...
شانه هایت برهنه ی گندم
زیر یک ریز ریزش باران
بازوان تو خیزش کلمات
توی دفترچه های شعر جهان
با طنابی که سفت می بندی
اتفاقی عجیب در راه است
دکمه ها را که باز، بی تردید
ناگهان بوی سیب در راه است
تکیه داده به باد زودگذر
پیرهن را به بند می بندی
و درخت از بلوغ می ترسد
مثل وقتی بلند می خندی
من به لمس تن تو نزدیکم
پشت این شیشه های مات شده
و جهان اتفاق مضطربی ست
که کسی محو خنده هات شده
گیسوانی رها شده در باد
بادهایی رها شده در من
به تو زل می زنند کاشی ها
صندلی میز، پنجره، در، من
تختخواب از تو شکل می گیرد
تن خود را به خواب خواهی داد
در من ـ این حسرت همیشه حریص ـ
دسته گل را به آب...
ادامه مطلب
+ نوشته شده در ساعت12:3 توسط امراله حاجب ـ الف.پاییز
